غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

182

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

امور ديوانى مىگماشت بعد از آن تا نزديك نيمشب با طايفهء از افاضل روزگار و علماء رفيع مقدار صحبت ميداشت و در مجلس او سخنان هزل‌آميز و لطايف طرب‌انگيز بسيار ميگذشت و هركس درين باب بيشتر مبالغه مىنمود نزد خواجه مقبول‌تر مىگشت و در دولتخانهء خواجه مجد الدين محمد پيوسته خوان احسان گسترده بودى و آن جماعت در ترتيب اطعمهء گوناگون ( وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ ) مبالغه فرمودى و معتمد السلطنه باوجود اين افعال حميده و اعمال پسنديده بغايت تندخوى و درشت‌گوى بود و باندك چيزى غضب بر مزاجش استيلا يافته زبان بفحش و دشنام مىگشود امرا و اركان دولت را همواره بكلمات شتى ميرنجانيده اثر بدزبانى او باكثر انجكيان و مقربان آستان خلافت آشيان مىرسيد از مضمون كلام معجز نظام ( وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ) بغايت غافل بود و از مقتضاى فحواى ( وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ) پيوسته عدول مينمود بناء على هذا اكثر امرا كمر عداوتش بر ميان جان بستند و در كمينگاه مكر و عذر منتهز فرصت نشستند و آن جناب بعد از آنكه سه سال در كمال اختيار و اعتبار و استقلال اوقات گذرانيد مواخذ و معاقب شده از خراسان فرار نمود و در راه مكه مباركه مريض گشته بعالم آخرت انتقال فرمود چنانچه از ضمن حكايات آينده بوضوح خواهد انجاميد و من اللّه العون و التائيد . ذكر فوت بيكه سلطان بيگم و بعضى از اعاظم والدهء بديع الزمان ميرزا بيكه سلطان بيگم بنت ميرزا سلطان سنجر ملكهء تند خوى درشت‌گوى بود و بواسطه علو نسب خود را بر ساير زوجات طاهرات خاقان منصور فايق تصور مىنمود و هرگاه كه آن پادشاه عالىجاه نسبت با بعضى از خواتين زهره جبين التفات بيشتر مىكرد بيگم از كمال غيرت در خشم شده نهايت خشونت نسبت به خاقان وافر مكنت بجا مىآورد و چون اين معنى از حد اعتدال متجاوز گشت آنحضرت لفظ طلاق بر زبان رانده از سر ملاقاتش درگذشت بناء على هذا آن ملكه حشمت انتما در غايت حزن و ملال روزگار مىگذرانيد تا در شهور سنهء ثلث و تسعين و ثمانمائه مريض شده برياض جنت منزل گزيد سلطان بديع الزمان ميرزا و جميع شاهزادگان عالىمكان كسوت تعزيت پوشيده جنازهء رحمت اندازه‌اش را بعظمتى هرچه تمامتر برداشتند و در گنبد مدرسه بديعه كه بنا كرده معمار همتش بود دفن نمودند و چند روز لوازم سوگوارى و مراسم مصيبت‌دارى بتقديم رسانيده باطعام طعام و ختمات كلام قيام و اقدام فرمودند و همدرين سال پهلوان محمد گير و بست كه داروغهء هراة و كوتوال قلعه اختيار الدين بود و با فرق رعايا و عامه برابا بر نهج رأفت و نصفت سلوك مىنمود عالم را وداع كرد و نزديك بمزار سادات مصرخ مدفون گشت عمارتيكه بر سر آن مزار فيض آثار واقعست ساخته و پرداخته پهلوان محمد است تقبل اللّه منه